خرید بک لینک

نویسنده:۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۲۱:۲۳ خفه نشی انقدر غصه ی گشنه ها رو میخوری. کلاس رقصشونم میرن بعد میگن مردم مرغ ندارن بخورن. شما همون دغدغه تون اینه که تورقص کم نیارید. دغدغه ی مردم روندارید. دیگه ادعا نکنیا. وب سایت ایمیل خصوصی ..... تخلیه خشم و تحقیر. انگار شاد بودن در تضاد دیدن فقر است!!!!! بخدا راضی نیستم انقد حرص بخوری ،بیای وبم بخونی، غصه نخور. درست میشه همه چی ایران تا ابد ایران می مونه، ظلم میاد و نابود میشه

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

سال ها پیش که من غرق در انفاقات ناگوار بودم و ذهنم شدیدا داغون بود، دو تا راه حل داشتم یا بشینم گریه کنم و افسردگی سپری کنم یا اینکه مثل چی جون بکنم برای ساختن یه اینده ی بهتر تا سه سال من در شبانه روز سه تا چهار ساعت می خوابیدم وقتی نداستم که برای بدبختی ها و مشکلاتی که سرم اورده بودن، گریه کنم فقط به زمان فکر می کردم که برسم تا کارام انجام بدم راستش پشیمون نیستم از اون روزای سختم ولی فهمیدم الان که مثل قبل نیستم و شبی هفت ساعت می خوابم، زمان زیاد دارم

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

قبل اینکه گوشیم خراب بشه، داشتم زندگی نامه « چارلی چاپلین » گوش میدادممن عشق مادرش به بچه هاش رو بی نهایت دوس داشتمچندین بار می تونست بره پی زندگیش و بچه هاش تو‌یتیم خونه یا خونه ی پدرشون بزاره ولی هر بار که حالش بهتر میشد، زودی می رفت دنبال بچه هاشماشالله چقدم جوون پسند بوده اختلاف سنی ها بالااااات گاهی وقتا دنیا بی رحم میشه :/پ.ن سخنرانی پایانی فیلم« دیکتاتور» که چارلی چاپلین داره، بی نهایت زیباست..بی نهایت یه جا میگه: دیکتاتورها خودشون ازاد کردن و مردم رو زندانی تمام دیکتاتورها می میرن، ولی ا

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

اون روز داشتم با میم بحث می کردم سر ذات ادم ها من و میم بیکاریم خدایی.یه فیلم نشون میداد پسر بچه داشت قمار می کرد، بعد میم میگه این بچه ذاتش خرابه، ادم نمیشه دیگه منم گفتم نخیرررر..اشتباه تربیت شده، الانم بچه است اگه صبوری کنن ننه باباش، خیلی هم پسر بچه ی سر به راهی میشه ..هیچبچه ای از نوزادی خلافکار نیست ولی میم زیر بار نمی رفت. اخرش هیچ کدوم قبول نکردیم و موند تا یه روز دیگه باز یقه همو بگیریم..یه سریال داشتم نگا می کردم که یه دختر بود که دو تا پسر عاشقش شده بودن..یه دختر اون وسط بود که خوشکل

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

Emily in Paris

فقط به خاطر اسم فیلم و مکان فیلمبرداریش عاشق این سریال بودم

ولی هر کس که ازم پرسیده ارزش دیدن داره، میگم وقتت هدر نده

حقیقتا هیچی برای گفتن نداره

روابط احمقانه

همه چی شو و نمایش

همه چی عجیب غریب

و حالا امروز اتفاقی فصل پنجش دانلود کردم

نمی دونم کی ببینمش بخصوص که فهمیدم الفی رفته با دوست صمیمی امیلی وارد رابطه شده، چقدر چیز هستن اینا :////

+ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ 22:37 |

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

صفحه بندی